این مقاله برای چاپ در نشریه علمی پژوهشی مطالعات زنان تهیه شده است
بررسی نقش تعدیل کنندگی جنسیت در تاثیر سبک رهبری مبادله رهبر- پیرو (LMX) بر رفتار شهروندی سازمانی(OCB)
چكيده
چگونگی تعامل میان کارکنان و مدیران با در نظر نداشتن تمایزات جنسیتی آنان، یکی از حوزههای مهم تحقیقاتی در چند دهه اخیر در حیطه علوم مدیریت به ویژه مطالعات زنان را به خود اختصاص داده است. بطور کلی مطالعات مختلف نشان دادهاست، هم راستایی رفتار مدیر-کارمند بر اساس متغیرهای جنسیتی نقش تعیین کننده در راستای اهداف سازمان بعهده دارد. مطالعه حاضر با در نظر داشتن این حقایق به بررسی ارتباط میان سبک رهبری مبادله رهبر- پیرو(LMX) و رفتار شهروندی سازمانی(OCB) با تأکید بر نقش تعدیل کنندگی متغیر جنسیت، پرداخته است. روش تحقیق مورد استفاده پیمایشی- همبستگی و بطور مشخص مبتنی بر رگرسیون سلسله مراتبی میباشد. نتایج بدست آمده نشان داد که مبادله رهبر-پیرو و جنسیت بر رفتار شهروندی سازمانی اثر مثبت و معنی داری دارند، اما، جنسیت در رابطه بین مبادله رهبر-پیرو و رفتار شهروندی سازمانی نقش تعدیل کنندگی نداشته است. در پایان نیز بر اساس مدل مفهومی تحقیق و نتایج حاصل از تحقیق و در راستای آن پیشنهادات کاربردی و پیشنهاداتی برای تحقیقات آتی ارائه گردیده است.
کلید واژهها
جنسیت، سبک رهبری، مبادله رهبر- پیرو، رفتار شهروندی سازمانی، رگرسیون سلسله مراتبی.
1. مقدمه
زنان نیمی از جمعیت جامعه را تشکیل می دهند و به عنوان پرورش دهندگان نسل امروز و فردا تأثیر بسیار شگرفی بر توسعه همه جانبه و پایدار کشور دارند. بر این اساس در سال های اخیر، زنان بیشتری در بازار کار و سازمان های مختلف حضور پیدا کرده و از نظر کمی تعدادشان افزایش پیدا کرده است(حسینی لرگانی و همکاران، 1386). امروزه شناخت رفتارهای مدیریتی در سازمان با در نظر داشتن شرایط جنسیتی زیردستان، به یک زمینه بسیار مهم تحقیقاتی مبدل شده است که میتواند کمک شایانی به مدیریت سازمانها در توسعه اثربخش نیروهای کاری با در نظر داشتن تفاوتهای جنسیتی ارائه نماید. بر این اساس، قابلیتهای تأثیرگذار بر رفتارهای زیردستان در درون سازمانها را میتوان به عنوان یک شایستگی و قابلیت کلیدی برای موفقیتهای شغلی مدیران در نظر گرفت(Lo et al., 2006). لرد و براون (2001) بیان داشتهاند که رهبران هنگامی که با تطابق کامل میان سطوح هویتی کارکنان و تمرکز مدیران مواجهند، به شکل بهتری فعالیت مینمایند(Lord & Brown, 2001). تحقیقات پیشین در زمینه تناسبات نگرشی مدیران و کارمندان نشان میدهند، شباهتهای نگرشی میان کارمندان و مدیران به شکل مثبتی در نتایج کاری سازمان مؤثر است(Lo et al., 2006).
یکی از دغدغهها و نگرانی های اصلی سازمانهای امروزی تحقق یک رهبری اثربخش میباشد. مؤلفه مرکزی توسعه رهبری اثربخش در سازمانها نیز سطوح کیفی تعاملات و ارتباطات میان رهبران و پیروان میباشد. بر این اساس سبک رهبری مبادله رهبر–پیرو(LMX)[2] و رفتار شهروندی سازمانی (OCB)[3] تبدیل به دو حوزه بسیار با اهمیت در میان تحقیقات سازمانی مختلف گردیدهاند. به اعتقاد صاحبنظران مدیریت، درک فرایندهایی که در خلال تعاملات میان رهبر و پیروان(LMX) صورت میگیرد، تأثیر بسیار مهمی بر روی رفتارهای عملکردی (نظیر OCB) بر جای گذاشته و برای اعمال رهبری پیشرفته در سازمان بسیار حیاتی میباشد.
نگاهی به مطالعات مختلف صورت گرفته در ارتباط با سبک رهبری مبادله رهبر- پیرو (LMX) و رفتار شهروندی سازمانی (OCB) نشان میدهد، که LMX و OCB دو مقوله بسیار مهم هستند که در تحقیقات مختلف اغلب به صورت مجزا مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتهاند و تنها میتوان مطالعات تجربی محدودی در خصوص ارتباط میان آنها یافت نمود. از طرف دیگر، در میان منابعی که در خصوص ارتباط این دو مفهوم وجود دارد، تحقیقات محدودی در توصیف نقش تعدیل کنندگی متغیر جنسیت در تبیین روابط میان این دو، صورت گرفتهاست، هر چند که اهمیت رویکرد جنسیتی در حوزه تحقیقات مدیریت بواسطه شواهد تجربی و مبانی تئوریک فراوانی مورد تأکید قرار گرفته است(Piercy et al., 2002). به طور کلی علیرغم وجود پشتیبانیهای زیاد در خصوص جامعیت تأثیرات مثبت سبک رهبری بر روی رفتارهای شهروندی سازمانی هم از منظر تئوریک و هم بنا به یافتههای برخی مطالعات تجربی، میتوان دلایلی را مشاهده نمود که پیشنهاد مینمایند اهمیت این تأثیرات بر روی زنان و مردان میتوانند از یکدیگر متفاوت باشند (Hacket et al., 2009). مطالعه حاضر با در نظر داشتن این موارد به بررسی ارتباط میان سبک رهبری مبادله رهبر- پیرو(LMX) و رفتار شهروندی سازمانی(OCB) با تأکید بر نقش تعدیل کنندگی متغیر جنسیت، پرداخته است.
ادامه دارد....
