این مقاله در فصلنامه دانش مدیریت منتشر میشود
بررسی ارامیان فرهنگ سازمانی و سبکهای رهبری تحول آفرین و مبادله رهبر – پیرو
چکیده
این مقاله به بررسی روابط میان فرهنگ سازمانی و سبک رهبری در سازمان میپردازد. فرهنگ سازمانی از عوامل مهم تاثیر گذار بر عملکرد سازمان و رهبری نیز از اجزای کلیدی در موفقیت سازمان به شمار میرود. بنابراین شناخت نسبت به چگونگی روابط بین این دو عامل تاثیر گذار بر عملکرد سازمان، مهم و دارای اهمیت میباشد. در این تحقیق سه فرهنگ سازمانی گروهی، توسعهای و سلسله مراتبی و دو سبک رهبری تحول آفرین و مبادله رهبر- پیرو مورد بررسی قرار گرفتهاند. روش تحقیق مورد استفاده پیمایشی- همبستگی و بطور مشخص مبتنی بر مدل معادلات ساختاری میباشد. نتایج تحقیق حاضر نشان داد که فرهنگ گروهی بر مبادله رهبر-پیرو و فرهنگ توسعهای بر هر دو سبک رهبری تحول آفرین و مبادله رهبر-پیرو اثر مثبت و معنی داری دارند اما، فرهنگ سلسله مراتبی اثر منفی بر هردو سبک رهبری از خود بر جای میگذارد. در پایان نیز بر اساس هدف مطالعه مدل مفهومی ارائه و در راستای آن پیشنهادات کاربردی و پیشنهاداتی برای تحقیقات آتی ارائه گردیده است.
واژگان کلیدی: فرهنگ سازمانی، رهبری تحول آفرین، مبادله رهبر- پیرو، مدل معادلات ساختاری
1. مقدمه
در خلال چند دهه گذشته فرهنگ و رهبری در سازمانها به موضوعاتی مهم در تحقیقات علمی بدل شدهاند. نگاهی به این مطالعات نشان میدهد، فرهنگ سازمانی و رهبری دو مقوله بسیار مهم هستند که در تحقیقات مختلف اغلب به صورت مجزا مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتهاند و تنها میتوان مطالعات تجربی محدودی در خصوص ارتباط میان آنها یافت نمود(Block, 2003). از طرف دیگر، در میان منابعی که در خصوص ارتباط این دو مفهوم وجود دارد، تحقیقات محدودی در توصیف اینکه کدامیک از سبکهای رهبری در فرهنگهای سازمانی مختلف از قابلیت اجرایی مناسبتری برخوردار است، میتوان مشاهده نمود(Alvesson, 2002).
هدف از این مقاله بررسی رابطه بین سبک رهبری و فرهنگ سازمانی میباشد. این هدف بحث و مجادله ادامه دار که کدامیک بر دیگری تاثیر میپذیرند، را نیز مورد بررسی قرار میدهد. آیا فرهنگ بر رهبری اثر گذار است یا رهبری بر فرهنگ؟ به عبارتی آیا یک رهبر میتواند نوع فرهنگ یک سازمان را خلق نماید یا اینکه یک فرهنگ سبک یک رهبر در سازمان را مشخص میکند؟ مروری بر مطالعات و تحقیقات دانشمندان و محققان مختلف در این زمینه حاکی از آن است که نمیتوان اجماعی بین محققان در حوزه فرهنگ یا رهبری در این خصوص مشاهده نمود. شاین (1983، 1985، 1992) بیان داشت که رهبر قوی و دارای تواناییهای خاص قادر به خلق یک فرهنگ سازمانی میباشد، دیدگاهی که دایمون(2000) و مارتین و همکارانش(1985) نیز بر آن صحه میگذارند. اما اگر انتقاد هچ(1993) از مدل فرهنگی شاین را بپذیریم، فرهنگ سازمانی میتواند به طور همزمان یک متغیر تاثیر گذار و یک متغیر مداخله گر باشد. اسمیریش(1983) دو رویکرد در مطالعه پدیده فرهنگ در سازمانها شناسایی کرد: فرهنگ به عنوان یک متغیر سازمانی، در این رویکرد فرهنگ به عنوان مقولهای در نظر گرفته میشود که قابل دستکاری و تفسیر میباشد. در این رویکرد ماهیت، جهت و تاثیر این تفسیر، وابسته به مهارت و تواناییهای رهبر میباشد. به عبارت دیگر این رهبر است که بر فرهنگ تاثیرگذار میگذارد. در رویکرد دوم، به فرهنگ سازمانی به عنوان یک جزء غیر قابل تفکیک از سازمان نگریسته میشود که تفکر، احساس و اعمال رهبر تحت تاثیر آن قرار دارد(.(Smirich, 1998 در این تحقیق با توجه به جامعه مورد مطالعه (سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران) و پذیرش مدل فرهنگی هچ (1993) با توجه به اجماع بیشتر محققین در خصوص آن، رویکرد دوم را مورد پذیرش قرار داده و بر همین اساس بر آن سعی شد تا روابط میان فرهنگ سازمانی و سبک رهبری با مد نظر قرار دادن این رویکرد مورد مداقه و بررسی موشکافهای قرار گیرد.
2. مروری بر ادبیات نظری
2. 1 فرهنگ سازمانی
بر اساس تئوری زمینه اجتماعی(فریس و همکاران، 1999) فرهنگ سازمانی نوعی از محیط اجتماعی سازمانی است که استقرار سیستم مدیریت منابع انسانی در سازمان را تحت تأثیر قرار میدهد. فرهنگ سازمانی منعکس کننده برخی از الگوهای پنهان از رفتارهای رهبری در سازمان میباشد. اگر چه برخی از محققان فرهنگ و استراتژی را مترادف با یکدیگر دانستهاند(گرینر،1983). برخی دیگر فرهنگ سازمانی را به عنوان برآیندی از استراتژیهای سازمانی قلمداد مینمایند (سفولد، 1988). فرهنگ به عنوان انگیزهها، ارزشها، باورها، هویت ها و تفسیرها یا معانی وقایع مهمیاست که در نتیجه تجربه معمول اعضای سازمان یا یک جامعه حاصل میشود(House et al., 1999).
.
2. 2 رهبری تحول آفرین
هر چند که برنز (1978) برای نخستین بار اصطلاح رهبری تحول آفرین را در مباحث علوم سیاسی مطرح نمود، ولی بس (1985) بود که با مطالعات خود این مفهوم را وارد حیطه رهبری در سازمانها نمود[27].
بس، یک رهبر تحول آفرین را کسی میداند که پیروان را ترغیب به انجام کاری فراتر از آنچه به طور معمول از اوانتظار میرود میكند[29]. برنز رهبری تحول آفرین را به عنوان فرایندی که در آن رهبران و پیروان یکدیگر را به سطوح بالاتری از اخلاق و انگیزش سوق میدهند تعریف مینماید[31]. تئوری مبادله رهبر – پیرو ارائه کننده یک رویکرد نظری به منظور درک رهبری در شرایط کاری میباشد. این تئوری را میتوان بواسطه تمرکز بر یک رابطه پویا میان رهبر و زیردستان از سایر تئوریهای مدیریت مجزا دانست.
ادامه دارد....