تبليغاتX
افکار عمومی

افکار عمومی

مطالبی درباره رسانه و مدیریت

دو سال پیش که در کوران جنگ ۳۳ روزه در لبنان بودم گمان نمی کردم در سالروز جشن پیروزی حزب الله در مکه باشم.

سجده شکری در مقام ابراهیم بجا آوردم و به نیابت از سید مقاومت هم او که دلی است از جنس دریا طواف کردم.جای نصرالله نیز اینجا خالی است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 17:36  توسط سيد مهدي شريفي  | 

شاید برای من سالها پیش فراگیری زبان انگلیسی یک دغدغه بود.دغدغه ی که مرا حاجت روا کرد!

اما سفر به مکه و مدینه و محاجه با وهابیونی که به جنگ با اسلام راستین آمده اند و دغدغه فراگیری زبان عربی خواب را از چشمانم گرفته است.

در کیفم آخرین کتب عربی این فرقه را برای روحانیون تهران به سوغات آوردم که آنان را به ساحت اندیشه قسم دهم تا برای جواب دست به نگارش شوند!

اما افسوس که ما را  حداقل دردبیرستان عادت به تعلیم واقعی زبان عربی ندادند که در این جدال کلامی سرافرازانه برهان اسلام راستین  را در میان زائران دیگر ملل ادله کنیم.آنجا که به تمسخر گریه شیعه بر مظلومیت آل الله ریسمان بافته اند باید بازبان عربی بر او استدلال کرد که در سیری در صحیحین محمد صادق نجمی پاسخ تو اینگونه آمده است.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 11:35  توسط سيد مهدي شريفي  | 

یکم:امام جمعه مدینه در نماز جمعه دیروز به جای پرداختن به مهمترین مسایل جهان اسلام کل خطبه ها را در یک جمله خلاصه کرد: برگزاری هرگونه جشن در نیمه شعبان بدعت در دین وحرام است.وی هرگونه اعمال در این روز مثل نماز راهم بدعت خواند.

دوم:امام جمعه مدینه هفته گذشته نیز در خطبه ها جشن مبعث برای رسول گلها را حرام و بدعت خوانده بود.

سوم: پنجشنبه گذشته وهابیت در ادامه سیاست اعمال محدودیت برای زائران چهار امام معصوم در بقیع باطناب کشی فاصله زائران تا نرده ها را به دو متر افزایش داد.

ای گمگشته هزاره ها چشمان کبوتری انتظار آمدنت را به شماره انداخته .پس کی آمدنت را جشن بگیریم.اللهم کن لولیک...

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 17:35  توسط سيد مهدي شريفي  | 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 17:41  توسط سيد مهدي شريفي  | 

شب گذشته کوردلانی که عشق علی و محمد به یکدیگر را نمی توانند بپذیرند در شکاف کوه احد همان مکانی که امیر مومنان پیامبر مجروح در جنگ احد را برای استراحت و التیام زخمهای ناشی از جنگبه آنجا می برد قیر وروغن پاشیدند.

اول باور نکردم آنگاه با دلی مضطرب عازم شدم. ماجرا حقیقت داشت .شکاف آغشته به قیر و روغن بود ولی باز رایحه عطر خوش محمدی وعلوی به مشام می رسید.جایتان خالی است...

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 23:11  توسط سيد مهدي شريفي  |